X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

وب سایت تخصصی شهید یوسف فدایی نژاد
 
وب سایت تخصصی شهید یوسف فدایی نژاد


 
نوشته شده در تاریخ جمعه 15 آبان 1394 توسط sm

         « اللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم »

 شهید یوسف

صلوات می فرستد …

صلوات می فرستد شاید قلبمان چشم بگشاید …

صلوات می فرستد شاید معبودمان را بیابیم …

صلوات می فرستد شاید از لجنزار دنیا کنده شویم …

صلوات می فرستد شاید بالهای پروازمان را بیابیم …

صلوات می فرستد شاید عشق ؛ کینه و حسد و ریا و دشمنی و نفاق را در ما بخشکاند …

صلوات می فرستد که بمیرد اندیشه ای که بدخواهِ دین است …

       که هَرَس شود باغی که تنها یک درختش با خونِ او جان گرفته

و چون او ،

         و چون یوسف ،

چه بسیار بودند و هستند …

چه بسیار بودند و هستند قلب هایی که چیزی را از برای خود نمی خواستند

  و تمام وجودشان یکسره نور ایمان به معشوق است

یوسف عاشقانه خود را به دست شهادت سپرد

و چه لذتی از دیدار و وصل جانان بالاتر ؟!

 او تن خود را بی هیچ واهمه رها کرد و با شوقی صد چندان از قفس پرید ،

راه ، همواره روشن است .

وبه رسم شهید دائم الذکر ودائم الصلوات

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم



نوشته شده در تاریخ جمعه 15 آبان 1394 توسط sm

بسم رب

شاید برای شما که خواننده این متن از شهید هستید چیز جالب یا عجیبی باشد ویاشاید فکر کنید منظور از این نوشته چیست .بنظر شخصی خود این یک اولویت بندیست از اعتقادات شهید.ما خود که به عینه کردار و رفتار یوسف را دیده ایم متوجه این مهم شده ایم که او بسیار زیاد و خارج از تصور خدا را در راس امور خود قرار میداد.

حتی در یکی از دست نوشته هایش نوشته بود : آرامش و عدم اضطراب وسپردن به خدا حتی در آتش)  کوچکترین مشکلی که برایش پیش می آمد آن را از حکمت خدا می دانست و بلافاصله به خدا وامامان معصوم و به مادرش متوسل می شد.یوسف یک جور معلم بود و هست برای ما،یک معلم به معنای واقعی کلمه چه در زمان زندگی پر برکتش بر روی زمین و چه در زمان زندگی آسمانیش .

شاید برای ما اتفاق افتاده باشد که وقتی چند مشکل برای ما پیش می آید (نعوذ باالله) میگوییم خدا مارا فراموش کرده یا ما خیلی تنها هستیم ،درحالیکه وقتی رجوع میکنیم به شهدای این چنینی و دست نوشته هایشان را مرور میکنیم تازه متوجه می شویم که واقعیت امر چیز دیگریست.

(این را به استناد از صحبت های شهید یوسف میگویم که خدا آدم را با مشکلات امتحان می کند و در واقع میخواهد صدای بنده اش را بشنود که حتی او را در مشکلات هم فراموش نکرده است ویا شاید خدا دلش برای دعاها ورازو نیاز بنده اش تنگ شده است).

پیام این دست نوشته ها از شهید این میتواند باشد

(خدا در راس امور است)



نوشته شده در تاریخ جمعه 15 آبان 1394 توسط sm

مادر یوسف میگوید :نزدیک نماز صبح بود با اینکه زمستان بود اما هوا سرد وخشن نبود . موقع به دنیا آمدن پسرم بود. به اتفاق پدر یوسف جان رفتیم به بیمارستان حمایت مادران.وقتی که داخل آسانسورشدیم به پدر یوسف گفتم از من راضی باش بدی از من دیدی ببخش حلالم کن،شاید بر نگشتم حاج آقا با لحن مهربان همیشگی اش گفت برو انشالله فاطمه زهرا (سلام الله علیها) پشت و پناهت باشد .

لحظه تولد یوسف عزیزم فرا رسید

پرستاران دورو برم بودند اما یک عده خانوم ها بودند که خیلی با بقیه فرق داشتند صورتشان یک حالت نورانی داشت لباسهایشان طور دیگری بود این خیلی برایم عجیب بود.

 وقتی پسرم به دنیا آمد آن خانوم ها زودتر رفتند بیرون انگار که آمده بودند نشان کرده خدارا ببینند .

 موهای بلندو نرم یوسف خیلی جلب توجه میکرد کم گریه میکرد همیشه در سکوت بود اگر یوسف را از گهواره میگذاشتم بیرون شیطنت نداشت همان جا ساکت می نشست با چهره مظلوم آدم را نگاه میکرد . خودم در گوش پسرم اقامه اذان کردم بر خلاف سنت . وقتیکه یوسف عزیزم به دنیا آمد خواب دیدم در گهواره اذان میگوید .

گذشت و گذشت سالهای خوش با یوسف بودن .پسرم بزرگ شد مؤذن شد قاری قرآن شد سرباز گمنام امام زمان شد بیست وهشت سالش که شد شهید شد

 گوارای وجودش باشد شهد شیرین شهادت


نوشته شده در تاریخ جمعه 15 آبان 1394 توسط sm

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم وفرجنا بهم وارزقنا شفاعتهم

این حقیر میخواهم با قلم عشق از حالات واحوالات یک عاشق برایتان بنویسم که از تمامی تعلقات مادی و دنیوی بدور بوده و عروس زیبا روی دنیا نتوانسته بود گریبان گیرش شود.

انسانی مخلص که فقط خدا ورضای او مد نظرش بود .وحال وظیفه خود میدانم که آثار ومطالبی که از این مهربان آسمانی به جای مانده را برایتان به نگارش در بیاورم.

آری از  دلاوری میگویم که نامش یوسف است وهمانند یوسف کنعانی به سوی درهای بسته دوید و آنقدر به در رحمت خدا کوبید وتلاش کرد که خدا جوابش را داد واو مزد سالها بندگی و دلدادگیش را گرفت واو فدایی اسلام وخاک سرزمین وناموس وطنش شد.

یوسف فدایی نژاد شهیدیست که نام ویادش همچون همه شهیدان تا همیشه روزگار در دلها باقی خواهد ماند.

شهید یوسف فدایی نژاد هم آسمانی شد وبه یاران شهیدش پیوست.

از تولدش و از شهادتش برایتان میگویم:

بهار عمر یوسف عزیز از ۲۹/۱۰/۱۳۶۲ آغاز شد.او در روستایی بنام شهرستان یکی از روستاهای شهر رشت متولد شد و از همان ابتدا با آمدنش مایه آرامش پدر ومادرش شد.نام پدر یوسف احمد علی فدایی نژاد است،غیور مردی که از قدرت بازویش نان حلال بر سر سفره آورد ونام مادرش کبری  صالح شیخانی است که با همه سادگیش کوهی از مقاومت وصبوری بود .

میزان تحصیلات یوسف عزیز کاردانی نظای بود اگرچه که سالها در مکتب خدا در رشته عاشقی مشغول به تحصیل بود .

ستوان یکم پاسدار شهید یوسف فدایی نژاد تک تیر انداز یگان ویژه صابرین  در تاریخ ۲۰/۱/۱۳۸۵ جذب سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران شد تا به آرزوی دیرینه اش یعنی خدمت خالصانه و در نهایت شهادت برسد.

وخلاصه زندگی آسمانیش شروع شد و در ۱۲/۶/۱۳۹۰ از خدای خود پاداش گرفت وشهید شد.

مکانی که شهید در آن به دیدار عشق شتافت منطقه عمیاتی شمالغرب سردشت (تپه جاسوسان )است .یوسف عزیز در درگیری مسلحانه با گروهک تروریستی پژاک (پ ک ک)به فیض والای شهادت نایل آمد و به عهدی که با مولای خود بسته بود وفا نمود وجام شهادت را از دستان مبارک سید الشهدا نوشید.

حکایت شیرین این شهید همچنان ادامه دارد وتازه دفتر عشق این شهید را ورق خواهیم زد .

حالا یوسف خودش میخواهد برایتان بگوید (دست نوشته  خود شهید ):

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم

بسم الله الرحمن الرحیم

بسم رب الشهدا والصدیقین

یک مسلمان هستم که برای خداوبسوی خدا درحرکت بسوی کمال وقرب الهی هستم وبا یاری خدا(یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله، یا الله) وبا یاری معصومین (  یا محمد یاعلی یا فاطمه یا صاحب الزمان ادرکنا ولا تهلکنا)و با یاری پیغمبران و مغربین درگاهش و شهدا و با یاری قرآن(اعوذ با الله من الشیطان الرجیم   بسم الله الرحمن الرحیم   قل یا عبادی الذین اسرفوا علی انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هوالغفور الرحیم صدق الله العلی العظیم ) تا موقع شهادتم  یک مرد نظامی سپاهی خدمتگذار بندگان خدا وخلق و بالاتر از آن خدمتگذار ویار و یاور کوچک صاحب الزمان حضرت مهدی (عج) ویک مردی که به نماز اهمیت بسیار می دهد هستم  و به علم  ودانش پایبندم  واستواری وسماجت را در راه خدا دارا می باشم  و در راه خدا و صبر در راه رسیدن به حق از هوش وذکاوت واستعداد وعلم بالایی برخوردارم و ان شاالله گذشته خود را جبران می کنم و در مبارزه وجهاد با نفس وشیطان و بعد از آن جهاد با دشمنان بشریت و پیروان شیطان مانند آمریکا واسراییل و…از هیچ عملی دریغ نورزم وتا آخرین قطره خون مدافع حق مظلومان باشم و از همکاری و اتحاد برادران مسلمانم بهره مند شوم و از خدا می خواهم که خیر و نیکی دنیا وآخرت و برآورده شدن حوائج دنیایی و اخروی و عاقبت بخیری و سعادت وشهادت را نصیب من ومادر و پدرم و برادر و خواهرم و هر آنان که او می خواهد بفرماید.

(سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر)  

برحمتک یا ارحم الراحمین

(اللهم صل علی محمد و آل محمد،    اللهم صل علی محمد و آل محمد،   اللهم صل علی محمد و آل محمد،  اللهم صل علی محمد و آل محمد،   اللهم صل علی محمد و آل محمد،   اللهم صل علی محمد و آل محمد،   اللهم صل علی محمد و آل محمد،   اللهم صل علی محمد و آل محمد،   اللهم صل علی محمد و آل محمد،   اللهم صل علی محمد و آل محمد)

 

خدایا تورا بحق قرآنت به ما ضعیفان با خواست خودت کمک کن

    رب صل علی محمد وآل محمد



نوشته شده در تاریخ دوشنبه 11 آبان 1394 توسط sm


   1      2      3    صفحه بعدی

 
تمامی حقوق این وب سایت محفوظ است