+ خدای یوسف
بسم رب شاید برای شما که خواننده این متن از شهید هستید چیز جالب یا عجیبی باشد ویاشاید فکر کنید منظور از این نوشته چیست .بنظر شخصی خود این یک اولویت بندیست از اعتقادات شهید .ما خود که به عینه کردار و رفتار یوسف را دیده ایم متوجه این مهم شده ایم که او بسیار زیاد و خارج از تصور خدا را در راس امور خود قرار میداد. حتی در یکی از دست نوشته هایش نوشته بود : آرامش و عدم اضطراب وسپردن به خدا حتی در آتش) کوچکترین مشکلی که برایش پیش می آمد آن را از حکمت خدا می دانست و بلافاصله به خدا وامامان معصوم و به مادرش متوسل می شد. یوسف یک جور معلم بود و هست برای ما،یک معلم به معنای واقعی کلمه چه در زمان زندگی پر برکتش بر روی زمین و چه در زمان زندگی آسمانیش . شاید برای ما اتفاق افتاده باشد که وقتی چند مشکل برای ما پیش می آید (نعوذ با الله ) میگوییم خدا مارا فراموش کرده یا ما خیلی تنها هستیم ،درحالیکه وقتی رجوع میکنیم به شهدای این چنینی و دست نوشته هایشان را مرور میکنیم تازه متوجه می شویم که واقعیت امر چیز دیگریست. (این را به استناد از صحبت های شهید یوسف میگویم که خدا آدم را با مشکلات امتحان می کند و در واقع میخواهد صدای بنده اش را بشنود که حتی او را در مشکلات هم فراموش نکرده است ویا شاید خدا دلش برای دعاها ورازو نیاز بنده اش تنگ شده است). پیام این دست نوشته ها از شهید این میتواند باشد ( خدا در راس امور است)


جمعه 15 آبان 1394

عنوان آخرین یادداشتها